۱۳۸۸ آذر ۳, سه‌شنبه

- نون سنگکی


یکی از نقاط دیدنی و باستانی سرزمین عزیز ما ایران نانوایی سنگکی است. تاریخ پیدایش این مکان تاریخی به عصر اشکانیان میرسد. از آن زمان تاکنون برای یک لقمه نان اشک مردم درمی آید.
معماری و طرح این بنای باستانی از اصول معماری سنتی اقتباس شده و در دوران صفویان و قاجاریه به تکامل رسیده است، در صحن و سرسرای این بنای با عظمت چند گونی آرد بروی هم چیده شده که نشان از سیستم انبارداری پیشرفته در زمان ساسانیان است و با گذشت قرنها هنوز دست نخورده باقی مانده است. کف این بنای تاریخی همواره از ریگهای هم اندازه و سیاه رنگ و مقدار زیادی تکه های سوخته نان سنگک مزین شده است. برروی دیوار این اثر تاریخی تعداد زیادی میخ بصورت معکوس بطوری که نوک تیز آنها بسمت بیرون واقع شده ردیف گردیده تا نان های کنجد دار و برشته شده را به آنها آویزان کنند.
نانوایی سنگکی از این جهت مورد توجه جامعه شناسان و مورخان و پژوهشگران واقع شده که در واقع هر نانوایی سنگکی آیینه کوچکی است از مساثل فرهنگی اجتماعی اخلاقی و سیاسی . با مطالعه دقیق بر روی نانوایی سنگکی پاسخ بسیاری از سوالات پیچیده سیاسی و اجتماعی پیدا میشود.
هرگاه که به نانوایی سنگکی وارد میشوید باید بدانید که سیستم انجا بصورت سلطانی اداره میشود. در آنجا شاطر سلطان است و مشتریها رعیت . درست است که نانوایی بدون مشتری معنایی ندارد ولی این تفکر در ذهن همه بخوبی جا افتاده که شاطر اینقدر قدرت دارد که به هر کس که دلش خواست زودتر نانش را بدهد و اگر از کسی هم بدش آمد میتواند به او بگوید: آقا بیخودی معطل نشو. خمیر برای شما نمیرسه!
در هر نانوایی سنگکی همواره یک ترازو که سمبل عدالت و دادخواهی است وجود دارد ولی هیچگاه از آن استفاده نمیشود. چون نان را دانه ای به مردم میفروشند. ترازو مال زمانهای خیلی قدیم بوده که ما یادمون نمیاد.در نانوایی سنگکی مظاهر تمدن مثل صف بچشم میخورد ولی خاصیتی ندارد. صف یعنی احترام به وقت دیگران و رعایت حقوق بقیه ولی همین اصول اولیه دمکراسی را نه مردم رعایت میکنند و نه شاطر.بعضی از آقازاده ها و افراد وابسته به مافیای شاطر همینکه وارد نانوایی میشوندباصدای بلند به شاطر سلام و علیک غلیظی میکنند و یکراست میروند کنارتنور یعنی همانجا که شاطر دارد روی پارو خمیرها را با انگشتان هنرمندش پهن میکند. بعد از چند لحظه صحبتهای درگوشی با یکدیگر نان برشته و سفارشی را بدون رعایت نوبت گرفته و از نانوایی خارج میشوند.مردم هم حقوق یکدیگر را رعایت نمیکنند. رمز موفقیت شما در صف نانوایی این است که هم مواظب باشید بغل دستی یواشکی از شما جلو نزند و هم مواظب جیب و مسائل دیگرخود باشید .
نان کنجد دار مال اغنیاست. نان برشته دو آتیشه مال مافیای قدرت است که هیچوقت شما چهره آنها را در نانوایی نمیبینید ولی شاطر و دستیارش نان آنها را برایشان کنار میگذارند. نان های خمیر و سوخته مال مردم معمولی است.
در نانوایی غیر از شاطر و دستیارش که با یک چوب بلند نانها را از تنور بیرون می آورد نفر سومی هم هست که به آن خمیرگیر میگویند، این خمیرگیرها معمولا آدمهای شیره ای هستند و کارشان تهیه خمیر و پرکردن تغار است ، این افراد توی عالم خودشان هستند و با کار کسی کاری ندارند،همیشه چرت میزندد و مرتب در مسیر توالت در رفت و آمد هستند و معمولا منتظر خلوت شدن نانوایی هستند.
با وجود همه مشکلات و کمبودها و عدم رعایت بهداشت همه ما نان سنگک را دوست داریم. نان سنگک را شاید بدین خاطر بیشتر دوست داریم که هم سنخ خود ماست. همرنگ سنتها و باورها و رفتارهایمان است. واقعا هم خوشمزه است.

۱۳۸۸ آبان ۲۹, جمعه

- شب نوشت


چند سالیه قبل از اینکه بخوابم به این فکر می کنم که اگه بمیرم چی می شه ، این فقط مختص مواقع افسردگی ام نیست ، اتفاقا وقت هایی که افسرده ام حال و حوصله ی فکر کردن به چیز شیرینی مثل مرگ رو ندارم। وقتی غرق فکر کردن به مرگ می شم فکرم دو جا می ره. یکی اینکه روحم کجا میره. چه جای شگفت انگیزی یه. تصوراتم از دنیای بعد از مرگ آنقدر برام جالبه که اصلا نمی تونم توضیحش بدم ، یه فکر دیگه ام هم اینه که اگه مردم و دیگه دستم به هیچ بشری نتونست برسه ممکنه کسی بوده باشه که از من ناراحت مونده باشه؟ شده دل کسی رو شکسته باشم؟ دروغ نافرم به کسی گفتم؟ پدرسوخته بازی در آوردم تو زندگی ام یا نه ؟ یه عالمه فکرای اینجوری می کنم بعد می گیرم می خوابم ،


۱۳۸۸ آبان ۲۸, پنجشنبه

- آدمها مثل کتابها


بعضی از آدمها جلد زركوب دارند، بعضي جلد ضخيم و بعضي جلد نازک

بعضی از آدمها با كاغذ كاهي چاپ مي‌شوند و بعضي با كاغذ خارجی

بعضی از آدمها ترجمه شد ه اند

بعضی از آدمها تجديد چاپ مي‌شوند و بعضي از آدمها فتوكپي آدمهاي دیگرند

بعضی از آدمها با حروف سياه چاپ مي‌شوند و بعضي از آدمها صفحات رنگي دارند

بعضی از آدمها تيتر دارند، فهرست دارند و روي پيشاني بعضي از آدمها نوشته‌اند: حق هرگونه استفاده ممنوع و محفوظ است

بعضی از آدمها قيمت روي جلد دارند، بعضي از آدمها با چند درصد تخفيف به فروش مي‌رسند و بعضي از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمیشود

بعضی از آدمها را بايد جلد گرفت، بعضي از آدمها را مي‌شود توي جيب گذاشت، بعضي از آدمها را مي‌توان در كيف گذاشت

بعضی از آدمها نمايشنامه‌اند و در چند پرده نوشته مي‌شوند، بعضي از آدمها فقط جدول و سرگرمي دارند و بعضي از آدمها معلومات عمومي هستند

بعضی از آدمها خط خوردگي دارند و بعضي از آدمها غلط چاپي دارند

از روي بعضي از آدمها بايد مشق نوشت و از روي بعضي از آدمها بايد جريمه نوشت

بعضی از آدمها را بايد چند بار بخوانيم تا معني آنها را بفهميم و بعضي از آدمها را بايد نخوانده دور انداخت

بعضی از آدمها مخصوص نوجوانان نوشته مي‌شوند و بعضي مخصوص بزرگسالان

بعضی از آدمهايي كه مخصوص نوجوانان نوشته مي‌شوند خيلي كودكانه و سطحي هستند


۱۳۸۸ آبان ۲۲, جمعه

- آنفولانزای خوکی

ترس از خوک شدن تبدیل به یک اپیدمی شده ، تا یک عطسه می‌کنی، نگاه سنگین افراد توی محل کار ، اداره ، کتابخانه و اتوبوس به طرف آدم بر می‌گردد. آدم احساس می‌کند با همان یک عطسه تبدیل به خوک کثیفی شده‌ است که همه سعی می‌کنند فاصله‌ و حریمشان را باهاش بیشتر کنند. بدبخت‌هایی که سرما می‌خورند یا آنفولانزای معمولی می‌گیرند. با کلی دلیل و منطق پزشکی می‌خواهند اثبات کنند مریضی‌شان از نوع خوکی نیست: تب اون‌هایی که آنفولانزای خوکی دارن شدیدتره، ولی تب من فقط 38 درجه‌ست. اون‌ها روزی ده بار استفراغ می‌کنند ولی من تا حالا فقط دو بار استفراغ کرده‌م. ولی انگار دارند دروغ می‌گویند. دیگران همچنان به چشم خوک به آن‌ها نگاه می‌کنند. آن‌ها خوک‌هایی هستند که زبان باز کرده‌اند و جیغ می‌زنند من خوک نیستم. ولی کسی به حرفشان گوش نمی‌دهد. مردم همچنان با انگشت، پوست سرخ و پوزه‌ی درازشان را به همدیگر نشان می‌دهند. بعد هم عقب‌تر می‌روند؛ مبادا ویروس خوک شدگی به آن‌ها هم سرایت کنند.

- واردات چینی


تلویزیون، كامپيوتر، لباس رو، لباس زير، دگمه، سنجاق، كفش، فرش تبريز، ميز، نان، صندلي، ماشين، ماشين حساب، ترشي، رب گوجه فرنگي، ترشي ليته، و.....



اقلام بالا همه از كشور دوست يعني چين وارد مي شود و با قيمت بسيار كم و كيفيت بسيار بالا در اختيار هموطنان نمك نشناس قرار مي گیرد ،

حالا كه واردات ما از كشور برادر هم كيش و دوست يعني چين كمونيست! اينهمه بالاست يك پيشنهاد به دولت محترم دارم از آنجا كه برنامه هاي فرهنگ سازي و تغيير ذائقه فرهنگي بر روي بسياري از خلايق ما تاثير گذار نبوده است به دولت پيشنهاد مي كنم به جاي اينهمه شهروند كه جز دردسر و ايجاد زحمت براي دولتمردان كاري ندارند بروند و چندين ميليون شهروند چيني وارد كشور كنند،اين كار براي رشد و شكوفايي كشور بسيار مفيد خواهد بود، مي دانيم كه چيني ها زحمت كش كم توقع و بسيار فعال هستند بس اميد است تاجران و وارد كنندگان عزيز با يارانه هاي وارداتي!! هر چه زودتر اقدام به وارد كردن حداقل ۳۰ ميليون برادر چيني به كشور بنمايند. به صادر كنندگان عزيز نيز پيشهاد مي شود حداقل ۴۰ ميليون از شهروندان را براي تغيير و اصلاح شدن به كشورهاي برادر و دوست يعني ونزوئلا و كوبا ارسال كنند. رئيس جمهور محبوب يعني چاوز جان هم مطمئنا سعي وافر در اصلاح اين افراد قليل خواهند كرد.
نیارق نیوز niyaraghnews. با پشتیبانی Blogger.