۱۳۸۸ اسفند ۲۹, شنبه

سالی که گذشت ( یک )

سال 1388 هم به پایان رسید و رو سفیدی برای برف های زمستون موند

چه بخواهیم و چه نخواهیم ثانیه ها و دقیقه ها و روزها و هفته ها و ماهها و سالها خواهد گذشت ، دست ما که نیست ! تاریخ را اینجوری اختراع کرده اند ،هر نفسی که میکشیم همسایه ابدیت میشویم ، هر نفسی که میکشیم عین بمب ساعتی به مرگ خوش آمد میگوییم و بلاخره اینکه هر روز یک قدم به قبر نزدیک میشویم

مواردی که در زیر میاید عملکرد ( مثبت ) یک ساله اینجانب میباشد ( قسمت اول )

اول - مجموع تعداد دروغهایی که در سال گذشته گفته ام بر اساس دستگاه دروغ سنجی که خودم اختراع کرده ام تا این لحظه به 24500000 فقره میرسد که از تعداد ذکر شده صد رد صدش دروغ مصلحتی بوده و بنده به هیچ عنوان تا حالا دروغ غیر مصلحتی نگفته ام ، ( البته برای کلیه دروغ های خود سند و مدرک کافی در اختیار دارم که در صورت لزوم افشا خواهد شد ) ، قطعا همه آحاد مردم میدانند که این مصلحت فقط کاربردش در ذبح کردن شرعی حقیقت به کار میرود و ارزش دیگری ندارد ، و واسه همینه که ما در مدیریت اداری کشورمان مجمعی به نام تش خیس مس لحت داریم

دوم - در سالی که گذشت بنا به دلایل سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و ورزشی و هنری و ........ بنده حدودا سی درصد از دین خود خارج شده ام و زبان همه مان لال به نوعی به محارب بودن نزدیک میشوم ، لازم به توضیح است که از از دین خارج شدن اینجانب به هیچ عنوان ربطی به وارد شدن به دین خودم را ندارد و نشان به این نشان که چون هر کس در ایران به دنیا میایید به صورت اتوماتیک وارد دین میشود ، لذا اینجانب هم چون در ایران خودمان به دنیا آمده ام از این موهبت الهی مستسنا نیستم و همین طور که به صورت اتوماتیک وارد دین شده ام احتمال دارد به صورت اتوماتیک هم از دین خود خارج شوم ( خدا نکند ) مثل اینکه کم کم عقلم به احساساتم غلبه میکنه

سوم – در سال 88 اینجانب با توجه به اینکه از ضریب هوشی بسیاری بر خوردارم موفق شدم تعداد 4136 عدد اختراع را به ثبت برسانم ( اسنادش هم موجوده ) که نسبت به سال گذشته این اختراعات تقریبا هزار درصد افزایش داشته است که این نشون میده من در سال 87 هیچ اختراعی نداشتم و امسال به خاطر اینکه روزنامه زیاد خونده بودم موفق به ثبت این اختراعات شده ام ، یکی از این اختراعات مورد نظر دستگاه خود پرداز شخصیه که شما میتوانید با یک حرکت ساده دستتان را به جیب دیگران کنید و دار و ندارشان را به یغما ببرید و هیچ کس هم تا آخر به شما نخواهد گفت بالای چشمتان دماغ دارید یا نه ، یکی از مزایای این دستگاه خود پرداز نسبت به دستگاه های قبلی اینه که قبلا میتونستن به شما بگن بالای چشمتون ابروست ولی الان دیگه نمیتونن این کار را بکنن ، چون هنوز دستگاه قانونیش برای اجرایی کردن در مجلس اختراع نشده ، اگر هم شده به آن عمل نمیکنند چون موقع عمل به قانون یا در سیمیناهار هستند یا در کون فرانس

چهارم – با توجه به اینکه در سال 88 حدودا 80 جلد کتاب شامل تاریخ و فلسفه و سیاست و شعر و ... مطالعه کرده ام که نسبت به سال قبلش 500 درصد افزایش داشته ( اسنادش هم موجوده ) در طول مطالعات خود به یک نقطه خیلی ظریفی دست یافته ام و آن اینکه نمیدونم کتابهای چاپ قدیم را غلط نوشته اند یا کتابهای چاپ جدید را تحریف میکنند ؟ ولی فکر میکنم چون در قدیم امکانات چاپی مثل امروز نبوده ، حتما کتابهای چاپ قدیم را غلط چاپ کرده اند و الا با مورخان و ادانشمندانی که کشورمان دارد مگر میتوانند در روز روشن و با بودن کتابهای قدیمی کتابهای جدید را تحریف کنند ؟ مگر اینکه جناب معتضدی عزیز پدر تاریخ ایران دار فانی را وداع کنند تا اینکه بتوانند همچی کاری بکنند

پنجم – در سالی که گذشت توانستم حداقل 350 فیلم سینمایی و سریال را در جشنواره سیمای کشورمان مشاهده کنم ، که از مهمترین آن فیلمها میتوان به سریال جومونک ، امپراطور دریا ، بوروسلی وارد میشود ، سوسانو خارج میشود ، خشم اژدها ، کره شمالی وارد ایران میشود ، کره جنوبی از ایران خارج میشود ، چین چپ شد و ....... اشاره کرد که از بهترین آن فیلمها در نوع خود به خاطر آموزه هایی که در محور اصلی فیلم بود و محصول کشور چین میباشد فیلم سینمایی یان یو آن ( یان یو آن در زبان ترکی به معنای آفتابه می باشد ) بود که واقعا به خاطر متانتی که نقش اول این فیلم داشت خیلی لذت بردیم ، چون کشور ایران از نظر تاریخی پیشینه زیادی ندارد و همین پنجاه سال پیش نسل دایناسورها در ایران منقرض شده و ما قهرمانانی مثل داریوش و کوروش و نادرشاه و نظاململک و ..... غیره نداریم بنابرین مجبوریم از فیلم های تاریخی کشورهای چشم بادامی جهت آشنایی با تاریخ کشورمان استفاده کنیم ، البته در طول سال توانستیم حداقل 50 فیلم سینمایی را که از ماهواره ها پخش میشد نگاه کنم که بیشتر آن فیلمها از نوع سکسی بودند که با فرکانس خیلی بالایی پخش میشدند و چون از نظر اخلاقی فیلمهای سکسی هیچ مغایرتی با دین و اخلاق ما ندارد لذا مسولان کشورمان به آن شبکه ها پارازیت هول نکرده ، ببخشید ول نکرده بودند ، دیدن آن فیلمها هم خالی از لطف نبود

من نمیدانم چه نسبتی ست بین جومونک و عید نوروز ، باور بفرمایید الان که این متون را مینویسم و تا 5 ساعت دیگر به لحظه تحویل سال نو مانده تلویزیون ملی ما در اقدامی عجیب پشت صحنه سریال جومونک را نشان میدهد ، در تاریخ کشورمان ایران زمین در رابطه با عید باستانی نوروز و آداب و رسومش آنقدر کتابها نوشته اند که تلویزیون محترم ما حتی در چند روز گذشته زحمت نشان دادن و گفتن آن را هم به خود نداده ، البته حق با اونهاست چون هیچ وقت تاریخ کشور ما به درد ما نخورده است وهیچ وقت هم نخواهد ..........

جهت یاد آوری و مژدگانی به خاطر فرا رسیدن عید نوروز خدمت هم ولایتی های خوبم عرض کنم با قراردادی که جدیدا در سرزمین بویو با استاد جومونک منعقد گردیده در آینده نه چندان دور سرزمین نیارق به فن آوری انرژی خورشیدی و بادی و آبی مجهز خواهد شد

موفق باشید

۱۳۸۸ اسفند ۲۸, جمعه

نوروز نامه



طلوع آفتاب برای همه یکسان است ولی غروبش برای همه فرق میکند


از خواب که بیدار میشویم طبق معمول هر روز هر کدام به سر کارمان میرویم ، روز از نو روزی از نو ، ولی وقتی که موقع غروب میخواهیم به خانه برگردیم حالاتمان و روحیاتمان مثل اول صبح نیست ، یکی غمگین و ناراحت به خانه برمیگردد و دیگری خوشحال و شاد ، بستگی دارد که از صبح تا شب چه کارهای خوب و یا چه کارهای بد کرده ایم ، به چند نفر کمک کرده ایم ، به چه کسانی دروغ گفته ایم ، آیا در کار روزانه مان موفق بوده ایم یا نه ، و بلاخره روز کاری مان به چه صورت بوده است ، برای همینه که غروب ها همیشه غمگین تر از طلوع هاست ، اگر غروبی نباشد افکارمان همیشه در طلوع خواهد ماند و هیچ وقت بزرگ نخواهیم شد و نخواهیم فهمید که بد بوده ایم یا خوب


و طلوع ها برای ما تولدی دیگر است تا افکار و روش غروب گذشته را اصلاح کنیم ، ما هر روز که از خواب بر میخیزیم دوباره متولد میشویم ، باید یاد بگیریم که هر روز خودمان را اگر خوبیم خوبتر کنیم و اگر بد هستیم خوب باشیم



سالها هم مثل روزها طلوع و غروبی دارد ، فروردین ماه طلوع سال و اسفند ماه غروب سال است . تا 42 ساعت دیگر سال به پایان میرسد ، هیچکدام از ما همانی نیستیم که در اول سال بودیم ، خیلی چیز هایمان عوض شده حتی نگاه ها و قیافه هایمان هم مثل یکسال پیش نیست ، افکارمان و عقایدمان قطعا پر بارتر شده اند ، به تجربه های زندگیمان افزوده شده است ، شاید دوستان خوبی پیدا کرده ایم ، بعضی ها زندگی تاره ای را شروع کرده اند ، خیلی ها ثروتمند شده اند ، خیلی ها ورشکست شده اند ، بعضی ها عزیزانشان را از دست داده اند و داغدار هستند ، و شاید برای بعضی ها در مدت یکسال هیچ تغییر و تحولاتی روی نداده باشد و همان خاکی باشند که بودند



بیاییم و به یک سال گذشته خودمان نگاهی بکنیم ، ببینیم که چه کرده ایم و چگونه بوده ایم ، آیا برای خودمان و دوستان و آشنایانمان و برای جامعه خودمان مفید بوده ایم یا نه ، و یا مثل انکلی که زمین میزبانش هست زندگی کرده ایم ، از گذشته خود درس عبرت بگیریم ، ما میتوانیم خوب و خوبتر باشیم . ما میتوانیم در سال جدید دوباره به دنیا بیاییم ، چه شیرین است زندگی را از نو ساختن ، افکار خویش را تمیز کردن ، خوشبختی ها را تقسیم کردن ، نگاهمان را به جهان کمی متفاوت کنیم ، خوب ببینیم ، خوب بشنویم .



نوروز را برای این عید میگویند که سرود آفرینش است ، تولد دوباره زمین و زمان است ، آغاز جفتگیری تمام موجودات زنده است ، آشکار شدن کامل طبیعت است ، توصیف تمامی اندام خداوند است ، مرثیه ی برای تاریکی هاست ، فرار اهریمن و به زندان کردن دیو وحشی ست ،



نوروز روز خنده زمین و آسمان و خورشید و ماه است ، نوروز واسطه بین انسان و طبیعت هست ، نوروز رابطه انسانها با خویشاوندان خویش است ، نوروز بازگشت به خویشتن است ، نوروز روزی است که جهان در آن روز به دست اهورامزدا ساخته شد و اول فروردین تولد جهان است




عید نوروز به همه انسان های جهان مبارک باد

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت
بادت اندر شهریارا بر قرار و پر دوام

سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش

اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام



۱۳۸۸ اسفند ۲۲, شنبه

اطلاعیه

به اطلاع کلیه دوستان ، خوانندگان ، حقوقدانان ، اندیشمندان ، اقتصاددانان ، فیلسوفان ، ادیبان ، شعرا ، علما ، پژوهشگران ، بیکاران ، باکاران و ....... میرسانم که
تمامی مطالبی که در وبلاگ منتشر میشود به هیچ عنوان توسط اینجانب نوشته نشده و کلیه مطالب از وبلاگ های دیگر جهت بالا بردن سطح افکار عمومی و بعضا جهت خنداندن به سرقت رفته و کپی برداری شده است ( در صورت وجود امکانات زیاد تصویر برداری هم خواهدشد )
لذا از کسانی که به این مسله اعتراض دارند میتوانند با در دست داشتن مدرک لیسانس یا فوق لیسانس اعتراض خود را به سازمان ملل ارایه دهند
منتقدین به این امر هم زیاد جوش نیارن اولا سری به تمام خبرگزاریها که نود درصد خبرهایشان را از همدیگر کپی برداری میکنند بزنند دوما اگر هم وقت کردند با دقت قانون کپی رایت و جرایم رایانه ای را مطالعه بفرمایند و این را هم باید بدانند که آدم عاقلی هیچ وقت ترشحات مغزش را در وبلاگ خود منتشر نمیکند که بقیه هم مثل من از آن کپی برداری کنند ، اگر قرار باشد که ندانسته های خودم را منتشر کنم حتما کتابنویسی میکردم نه وبلاگ گذاری
از تمام دوستان هم که نظر میدهند یا پیام میفرستند بی نهایت متشکرم و شرمنده از اینکه بنا به دلایلی نمیتوانم پیام و یا نظر آنها را منتشرکنم

۱۳۸۸ اسفند ۱۸, سه‌شنبه

فرق لیسانس با فوق لیسانس در انتخاب شغل

تا حالا فکر کردید که اگه لیسانس و یا فوق لیسانس توی رشته خودتون رو بگیرید، چه کاری میتونید باهاش بکنید و شغلتون احتمالا چی میشه؟
یکسری از شغلها رو بررسی کردیم که در زیر می بینید:

اگه مهندسی مکانیک می خونید وقتی که خیلی تلاش کردید و فوق لیسانستون رو (احتمالا از دانشگاه دولتی) گرفتید می تونید برید توی یک پاساژی جایی توی شهرتون و طبقه دوم پاساژ یه تعویض رو غنی بزنید! حالا حساب اونی که لیسانس مکانیک می گیره جداست! آخه باید بره توی تعویض روغنی شاگردی کنه!!!.
اگه لیسانس کامپیوتر گرفتید مشکلی نیست، کار هم براتون فراوان!!! کنار خیابون بساط میذارید و جدیدترین فیلمهای روز سینمای هالیوود رو با قیمت مناسب بفروش می رسونید! ولی پیشنهادم اینه که حتما سعی کنید فوق لیسانستون رو بگیرید چونکه در اینصورت می تونید یک خدمات کامپیوتری ساده (تایپ – پرینت – اسکن) راه اندازی کنید!!!.
بچه هایی هم که رشته شون برقه بدونند که رشتشون اونقدرها هم که فکر می کنند بد نیست! لیسانستون رو بگیرید تا برید و لامپ تعویض کنید! نه؟ میخواهید درستون رو ادامه بدید؟ موردی نداره…! فوق لیسانستون رو بگیرید بعد یک دکان فروش لامپ و سیم و پریز برق بزنید! اگه جای مغازه تون خوب باشه کم کم کارتون می گیره!!!.
معماری؟ لیسانس؟ نوچ…! فقط فوق لیسانس بگیرید تا بزارنتون منشی یک شرکت ساختمانی بشید و پشت کامپیوتر بشینید و پاسور بازی کنید! فکر کردید تا مدرکتونو گرفتید می برندتون برج دبی یا برج میلاد رو طراحی و پیاده سازی کنید؟! کور خوندید!!!.
کشاورزی رو که نگو! خودشون میدونند! اگه لیسانستو گرفتی که می ری سر زمین و شخم می زنی! اگرم یکم بیشتر تلاش کردی و فوق لیسانستو گرفتی که فبها…! میتونی سوار اسب آرزوهات بشی و با اسبی گاوی ، خیلی امکانات بود با تراکتور زمینو شخم بزنی! از لیسانس کشاورزی که خیلی بهتره که به تنهایی زمینو باید شخم بزنه!!!.
ولی رشته عمران که حرف نداره! کافیه لیسانس عمران بگیرید…! میرید پائین دیوار وا می ایستید و آجر میندازید بالا! اگر هم فوق لیسانس بگیرید بالا دیوار می ایستید و آجرها رو از پائینی می گیرید!!!.
البته مهندسی نفت هم بدک نیست! میتونید وقتی مهندس شدید یه گاری بخرید و توی کوچه پس کوچه ها نفت بفروشید! ولی متاسفانه این شغل فصلیه! و فقط توی زمستون واستون میگیره! بهتره برید و فوق لیسانس مهندسی نفت بگیرید شاید توی یه پمپ بنزینی کار گیرتون اومد! البته شاید!!!.
شیمی هم که محشره ! تنها رشته ایه که تو این دورو زمونه کاربرد زیادی داره ، اگر لیسانستونو بگیرید میتونید تو خانواده یا بین اعضای پک و فامیل رابطه فیثاغورثی بین نمک و شکر را یا آلاینده های موجود بین روغن گیاهی با روغن حیوانی را به آنها توضیح دهید و مطمین باشید که آنها هم قانع خواهند شد ، البته میتونید آمپول هم بزنید و فشار هم بگیرید !! ولی اگر سعی کنید فوق لیسانس یا دکتراتونو بگیرین در اولین فرصت در قنادی و یا شیرینی فروشی سر کوچه استخدام خواهید شد
بقیه رشته ها هم فعلا پذیرش نداریم!!!

۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه

نقدی بر وبلاگ نیارق پژوهی


عرضم به حضور شما که این دنیای مجازی واقعی و غیر واقعی اینترنت برای همه کشورهای جهان از همه لحاظ چه در زمینه سیاسی ،

اقتصادی ، فرهنگی ، هنری ، مذهبی و ورزشی و غیره خطرناک شده و همه چیز را به هم زده ، راست و دروغش معلوم نیست ، نه میشه به مطالبش اطمینان کرد نه به تصاویرش ونه به اخبار و عکاسش ، دقیقا شبیه نمایشگاه اتومبیل یا بنگاه معاملاتی املاگ شده ،

هر کس هر چی از ذهنش میگذره ( مثل من ) با آب و تاب مینویسه بدون اینکه حتی در رابطه با نوشته خودش تحقیقی انجام داده باشه ، البته من خودم اعتقادم بر اینه که هر چیز نوشته شده ای به خواندنش می ارزه حتی اگر بد بوده باشه منتها مطلب و یا متن نوشته شده با ید تناسبی هم با افکار کاربرانی که در اینترنت دنبال مطالب مورد علاقه خود میگردند داشته باشه ، به عنوان مثال نام وبلاگ یا وبسایت یا بهتر بگم پاتوق من هیچ تناسبی با مطالب وبلاگ من نداره ولی حس ناسیونالیستی و وطن پرستی ویا نژاد پرستی من باعث شده که اسم وبلاگ خودم را نیارق بنامم ، البته از آدم بیسوادی مثل من نباید جز این انتظار داشت ولی من افسوس میخورم از آدمهای با سوادی که مثل من بیسوادنند و با اینکه خیلی میدانند نمیتوانند خوب بنویسنند ، اگر شماها هم مثل من وبگردی کنید شاید با وب هایی مواجه بشید که دوست داشته باشید از صبح تا شب مطالب آن را خوانده باشید ، در موتور جستوگر کوگل اگر نام نیارق را وارد کنید با وب های مختلفی مواجه میشوید که از نظر محتوا هیچ کدام ارزش خواندنش را ندارند ، حتی از آنهایی که انتظار داریم خوب بنویسند نتوانسته اند به این مهم جامه عمل بپوشانند ، یکی از این وبلاگ ها پایگاه نیارق پژوهی دانشمند و مورخ و شاعرو ادیب محترم هم ولایتی ما میباشد البته قطعا جناب دانشمند ما معنی و مفهوم پژوهش را بهتر از من میدانند حالا نمیخوام وارد بحث مقوله پژوهش بشم که اصلا روستای ما به خاطر کم سن وسال بودن فعلا نیازی به پژوهش ندارد ، قطعا ایشان تاریخ آذربایجان و ترکان ایران را به خوبی میدانند ولی بعضی مواقع در نوشته های خودشان به عنوان تاریخ روستای نیارق و روستا های همجوارمطالبی را از آیین و رسم و رسومات منتشر میکنند که نه تنها فقط مختص روستای نیارق و روستاهای هم جوار بلکه رسم و رسوم و تاریخ حد اقل یک صد میلیون آذری و ترک زبانان جهان از شوشای شوروی سابق گرفته تا نخجوان و شمال ترکیه و جمهوری آذربایخان و شرق عراق که همه با آن تاریخ و آداب و سنن آشنایی کافی دارند ،

اصولا تاریخ تمدن هر منطقه ای بر میگردد به اولین سکونت قبیله ای یا طایفه ای یا شخصی در یک مکان مشخص که تاریخ آن مکان با آن سکونت و اسکان شکل میگیرد من فکر میکنم تا این لحظه هیچ کداممان نمیدانیم که دقیقا این ایالت نیارق اولین ساکنانی که داشت از کجا و چه موقع به آنجا نقل مکان کرده اند در هیچ یک از کتابهای تاریخی آذربایجان و حتی تاریخ هزاران ساله ایران هم اسمی از نیارق نیامده مگر اینکه ادعا کنیم حضرت آدم وقتی از بهشت رانده شد در نیارق فرود آمده ، هیچ کدام از اینها هم دلیل نمیشود که مثلا آقای آنتونیوبزغالوف مورخ روسی دویست سال پیش از جین نی دره عبور کرده و یا آنتونیو چاکایوف باستان شناس ایتالیایی با الاغ خودش از کوه اسبینه یا همان اسپناس گذر کرده و به کوته کومه رسیده ، چون تاریخ تمدن را با کوه و جنگل و بیابان مقایسه نمیکنند همه کوهها و جنگلها و دریا ها از اول پیدایش کره زمین بوده و تا آخر هم خواهد بود ، یعنی آگر تمام اهالی روستا بخواهند به جای دیگر نقل مکان کنند دیگر کوه اسبینه ویا وجللیگ را با خودشان نمیبرند ،

متاسفانه هیچ مدرک معتبری هم دال بر ورود پادشاهی ، عارفی ، شاعری ، حکیمی در تاریخ مشخص و معین به ایالت خودمان را هم نداریم ، حتی چنگیز خان هم که تمام ایران را تصرف کرده بود گذرش به ایالت زیبا و با شگوه ما نیفتاده که در آن صورت نیارق را پایتخت ایران میکرد ، و تا حالا هم اولین شاعر و مورخ و ادیب زبان مادری ما که نافش را در ایالت ما بریده اند خود شما هستید ، خود شما بهتر از همه نیارقیها میدانید که اهالی بسار گرامی نیارق به صورت طایفه ای به نیارق نقل مکان کرده اند که اکثر آن طایفه ها از قبیل اوجارولو و گرمللو و......(از اسامی طایفه ی دشت مغان ) به علت درگیریها و بی ثباتی منطقه خودشان که زمانی جولانگاه شاهان افشاری و قاجاری بود از دشت مغان به آنجا مهاجرت کرده اند وحتی از طایفه های کردی هم در ایالت مان داریم ، تا این لحظه هم هیچ باستانشناسی با کنکاش و جستجو چیز و یا اشیا ویا گور دسته جمعی یا شمشیر و غلافی کشف نکرده که بتوان به قدمت تاریخی آن اشاره کرد

( البته اینجانب افتخار میکنم که تاریخ وطنم نیارق به هزاران سال برسد ولی ترسم از اینه با این مهاجرتی که به جاهای دیگر داریم همین نیمچه تاریخمان را هم فراموش کنیم ) ----

بلاخره سخن کوتاه دوست من که سعی کنیم بیشتر دنبال واقعیت ها که کار بسیار مشکلی هم هست( به خصوص تحقیق در رابطه با تاریخ و آداب و سنن ) برویم ، شما میتوانید در وبلاگ خودتان از ادبیات زبان مادریمان به همه کاربرانی که زبانشان را دوست دارند کمک کنید ، میتوانید با شعرهای زیبایتان کلماتی را که از آنها منحرف شذه ایم به ما بیاموزی ، مگر شما فکر میکنید در روز چند نفر از سایت شما دیدن میکنند حتی نود درصد خود نیارقیها از سایت شما بی اطلاع هستند ، ولی اگر مطالب و نوشته های شما در رابطه با تاریخ ترکان ایران و آذربایجان باشد مطمعن باشید که تمام هموطنان ترک و آذری و ترکمن از مطالب ارزنده شما استفاده خواهند کرد ، یا اینکه لطف کنید نام وبلاگتان را از پایگاه نیارق پژوهی به افسر نیوز تغییر دهید تا بتوانیم خبرهای روز ایالت مان را با خبرهای داغ داغ از وبلاگ شما به سمع نظر خودمان برسانیم ،

میترسم وبسایت نیارق پژوهی شما مثل قضیه اختراع ژاپنی و ایرانی باشه که وقتی ژاپنی شروع به کندن زمین میکنه در عمق صد متری یک تیکه سیم کابل پیدا میکنه بر میگرده به ایرانیه میگه این نشون میده که در کشور ما از یک صد سال قبل سیم اختراع شده بوده ایرانیه هم به خاطر اینکه کم نیاره شروع به کندن زمین میکنه به عمق صد متری میرسه چیزی پیدا نمیکنه به دویست متری هم میرسه چیزی پیدا نمیکنه بر میگرده به ژاپنیه میگه این نشون میده که در کشور ما از دویست سال پیش بی سیم اختراع شده بوده ، خیلی بده که آدم بعد از دویست ماه وبلاگ نویسی تازه متوجه بشه که بی سیم اختراع کرده ،

سخن آخر اینکه نوشته من فقط انتقاد از کسی که انتظار بیشتری برای یاد گرفتن و فهمیدن از او داریم میباشد و ارزش و برچسب و انگ و مارک دیگری ندارد که آن کار اجنبی هاست پاینده باشی دوست من


نیارق نیوز niyaraghnews. با پشتیبانی Blogger.