۱۳۹۰ شهریور ۳۱, پنجشنبه

سریال پنج کیلومتر تا بهشت


"او يك فرشته بود" ، "الياس" ، "چشم برزخي" و اينك نوبت به "پنج كيلومتر تا بهشت" رسيده است . گويي تمامي مشكلات مردم ايران از اعتقاد نداشتن به ارواح سرگردان و روياهاي حاصل از آنان است و يا اينكه فكر و ذهن و شايد جسم خويش را به شيطاني انسان نما فروخته اند !

در يك سير صعودي ساخت سريال هاي با مضمون ارواح و شيطان و گناه با ديدي جديدتر قوت و سرعت گرفته است . موضوعيت اين سريال ها در يك كلام امكان فريب خوردن انسان ها چه از لحاظ فكري و چه از لحاظ رفتاري و اعتقادي از شيطان است كه مي تواند تاييدي عجيب بر توانايي هاي شيطان در مبارزه براي منحرف كردن انسان ها و ناتواني ايشان در دفاع از خويش باشد هر چند كه در نهايتا نسخه هايي هم براي جلوگيري از اين اتفاق پيچانده مي شود اما حقيقتا در بلبشوي كنش بين شيطان انسان نما و خود انسان بخت برگشته برجستگي آنچناني پيدا نمي كند


متاسفانه در شرايطي كه مردم ايران با ناهنجاري هاي متفاوت و متكثر و با سختي ها و مشقات فراوان زندگي ميكنند که راه را برآموزش آموزه هاي حوزه هاي متفاوت فرهنگي مسدود شده است؛ تفكري به صورت غيرانساني اعتقادات مردم را نشانه رفته است با در اختيار داشتن تريبون هاي رسمي كشور از جمله صدا و سيما اقدام به توليد روز افزون سريال هاي بي مفهوم كرده است و آنچنان از شيطان و روح و قيامت و بهشت و جهنم مي گويد كه نه تنها عظمت خداوند در بخشش و هدايت انسان ها را نشان نمي دهد بلكه چهره اي خشونت بار و ناعادلانه از خالق ترسيم مي كند . عالم برزخ را عالمي كمدي تعريف مي كند كه ارواح در آن كيف روزگار را مي كنند و به آرزوهاي دنيايي خود در آن نزديك تر هستند . آيا اصولا چنين عالمي قابل تعريف در ساختار يك فيلم تلويزيوني هست كه اينچنين عمل مي كنند؟

در شرايطي كه مراجع تقليد و روشنفكران ديني تنها به علت مخالفت و يا انتقاد با سياست ها در ايزوله ارتباطي قرار مي گيرند انتظاري بيش از اين نمي ماند كه عده اي ناآگاه از حوزه ديني و كرامت انساني اين چنين دلبخواهي به تعريف دين و پايه هاي استوار آن بپردازند .

و تاسف آورتر آنكه اين سريال ها در ماه نزول قران ، ماه رمضان ، بر روي آنتن مي روند؛ در ماهي كه طبيعتا با به جا آوردن نعمت روزه داري ، ذهن ها به سوي دريافت آموزه هاي ديني ، معطوف و مشتاق مي شود ، خلط مباحث گوناگون با واسطه پخش چنين سريال هايي واقعا اين پرسش را پر رنگ مي کند كه حقيقتا تعریف اسلام و اصولا دين بر چه مبنا و اعتقادي استوار است؟

نه تنها انتقاد جدي به ساخت اين قبيل فيلم ها بوده و هست بلكه مشاهده سكانس هاي عجيب و غريب و ديالوگ هاي كمدي اين سريال هاست . سكانس ها و ديالوگ هايي كه نه تنها قرار نبوده كمدي باشد بلكه براي فضاسازي و زمينه پردازي در ذهن مخاطب ضبط شده اند .

به طور اخص در سريال "پنج كيلومتر تا بهشت" روح خانم كه گويا 20 سالي است جسمش در كما به سر مي برد به روح تازه وارد (اميرحسين) كه در جريان يك دزدي ، سارقان بر سر وي مي كوبند ، مي گويد (قریب به مضمون) : "من به دليل وضعيتي كه دچار آن شده ام (فرو رفتن در كما) مدام به مطالعه دروس پزشكي در حوزه مغز و اعصاب روي مي آوردم و از پزشكي خصوصا در اين حوزه كلي بارم است !‌" و يا در جايي ديگر بيان مي كند كه : " بي اجازه وارد خانه پدري من نشو ، چرا كه مادرم بي حجاب در خانه است ! " ( مگر روح ، جسم است كه در كمال تعجب با ديدن يك بانوي بي حجاب دچار تحولات دروني گردد ؟!) يا در صحنه اي ديگر مي گويد : "امروز تولدم است ، الان مقدمات را فرآهم مي كنند و شب جشن اصلي را مي گيرند !" و يا باز بيان مي كند : "به هر روحي كه ديدي نگو جسمش مرده است ، بگذار خودش نم نم
متوجه اين موضوع شود !" ( حتما براي اينكه شوكه نشود!) و یا در سكانسي به شكلي كه واقعا غریب بود با شنيدن صداي اذان و تكبير ابتدايي آن مي گويد : "ديدي ، باز هم يادم رفت ، وقت ناهار است!!"


اين ديگر چه جورش است ؟ اصولا انسان ها با شنيدن اذان اگر قرار باشد به ياد چيزي بيفتند ، آن ، قطعا نماز است نه ناهار و شام و يا صبحانه !
همچنين در ادامه گويا فيلم نامه نويس تصميم مي گيرد به مقوله خواب هاي واقعي نيز سري بزند و سريال را تا به اين حد نزول مي دهد كه سرنخ هاي نيروي انتظامي براي كشف جسم اميرحسين از "خواب و روياي" دختر مورد علاقه وي "آيدا" بدست مي آيد !


هم چنين جزا و پاداش قيامت را مشخص كردن نیز از ديگر ويژگي هاي زننده اين دست سريال هاست . به گونه اي كه زماني كه فردي مي ميرد بلافاصله بهشت و يا جهنم وي را مشخص مي كنند . اگر دزد بوده و يا فحش مي داده يقينا جهنمي است، و اگر قرآن و نماز مي خوانده و يا روزه مي گرفته يقينا بهشتي است. اين ديگر چه استدلالي براي جهنمي و بهشتي كردن است؟ اصلا آدمي را چه به دخالت در اين حوزه ها؟ بهتر نيست تنها به معرفي فضيلت ها و رذيلت هاي اخلاقي بپردازيد و مابقي را به مردم واگذاريد و آن دنيا را به خدا ؟

متاسفانه به نظر مي رسد هدف اين دست سريال ها نه تنها گسترش آموزه هاي راه گشا و صحيح ديني نيست بلكه با معرفي چهره اي وحشت آور از آن و نمايش دنيايي مطلقا پست و مملوء از روح هاي سرگرذدان و شيطان و از همه بدتر كوتاه بودن دست انسان از همه جا (هرچند نهايتا نسخه اي هم پيچانده مي شود اما در بل شوي كنش شيطان و ارواح سرگردان با انسان ، تاثيرگذاري بسيار پاييني پيدا مي كند )، سعي در القاي تفسيرات دلبخواهي و حقيقتا انحرافي !دارد ، انحرافي كه شاید این سریال مورد تاييد خیلی از مراجع نباشد

هیچ نظری موجود نیست:

نیارق نیوز niyaraghnews. با پشتیبانی Blogger.