۱۳۹۱ مهر ۲۹, شنبه

هوا سرد است

هوا سرد است!

به روى بینى ‏ام از سقف منزل مى‏ چکد باران،

زمین یخ، دست یخ، پا یخ، کمر یخ، سینه یخ، دل یخ

غلط کردم اگر هنگام گرما «اوخ و اَخ»کردم

خدایا!

پاک، یخ کردم!

*

چراغى دارم اى یاران

که هر سالى در این ایام بارانى

زمن چیزى عجایب‏ناک و هشت ال هفت! مى‏ خواهد

چراغم، «نفت»می ‏خواهد!

چراغى مانده از اجداد من باقى

- الا یا ایها الساقى! -

دمش سرد است و آهش گرم

اما حیف، خاموش است!

*

الا اى مرد نفتى، مرد روغن مال چرکین جامه، در بگشا!

منم، من! مرد سرما خورده بى ‏حال

منم، من! مرد هالوى کوپن‏ دار مشنگ بیخودى خوشحال!

نباشد بشکه‏ ات خالى، زبانم لال!

*

هوا سرد است و جانسوز است

یکى مى‏ گفت:

«روز اول هر سال

نوروز است

- و گرما مى‏ رسد از راه…»

صد و سى روز و اندى مانده تا نوروز

صد و سى روز طاقت سوز

به فکر نفت باید بود – از امروز!

*

على از من کتاب و کیف مى ‏خواهد

حسن کفش و ثریا دامن و مهرى جهاز و اصغرى قاقا!

زنم از من لباس پشمى و زربفت مى‏ خواهد

در این احوال وانفسا

چراغم نفت مى‏ خواهد!

*

ستایش باد خیاطان ایران را

که ارزانى به ما بیچارگان کردند

تنبان را

مربا، لوله قورى، صنوبر، طبل تو خالى

الک، دفتر، سماور، اشک!

یعنى کشک!

خداوندا!

دلم، غمگین و لرزان است و پر درد است

وزیر نفت و بنزینا!

هوا سرد است!


هیچ نظری موجود نیست:

نیارق نیوز niyaraghnews. با پشتیبانی Blogger.