آری؛ حسین بن علی هم [به تعبیر یزیدیان] فتنه گر بود؛
آنگاه که در برابر عهدشکنی معاویه ایستاد که می خواست یزید را بر مسلمانان خلیفه کند. آری؛ حق با [به قول امام حسین] ولی امر مسلمین جهان، معاویة بن ابی سفیان بود که به حسین می گفت در برابر حکومت می ایستی و فتنه گری می کنی. و عجب از نواده رسول خدا بود که [باز به تفسیر امویان] رو در روی خلیفه پیامبر ایستاد و گفت فتنه ای بزرگتر از این نیست که تو بر جایگاه ولایت امر نشسته باشی (این عین کلام حضرت است: ما اعلم فتنة اعظم من ولایتک امر هذه الامّه). آری؛ حسین بود که بر ولی زمان شورید و امویان به حق! به مردم گفتند او را به خاطر همین خروج از نظام و خروج بر حاکم بکشند
معروف ترین وصف امام حسین (ع) «مظلومیت» است. اما مظلومیت دو جنبه دارد : یکی مظلومیتی که با کشتن و جنایات بی شمار بر شخص امام و اصحاب و اهل بیتش وارد شد، و دیگری مظلومیتی که شخصیت، راه و قیام امام بدان گرفتار شد.
مظلومیتی که از یک نظر مصیبت شهادت آن حضرت و یارانش در برابر آن ناچیز است. از آن رو، که جنایات وارده بر شخص امام و یارانش، ظلم به آن بزرگوار و خاندان رسول خدا و نهایتش بر مردم عصر و زمانه او بود، اما خیانت و جنایتی که با سیاست فریب و نیرنگ به شخصیت، راه و قیام امام شد، خیانت به بشریت بود.
چون این خیانت و جنایت «هدایت بشریت» را نشانه گرفته و با تحریف قیام امام و وارد کردن اتهامات بی شمار به حضرت، در صدد جلوگیری از «الگو شدن قیام امام» برای مظلومان تاریخ بود. جنایت و خیانتی که امام برای خنثی کردن آن ناچار بود زنان و کودکان را با کاروان همراه کند، اقدامی که هر که شنید، حضرت را از آن منع کرد و از بی رحمی لشکر کوفه به زنان و کودکان و هتک حرمت اهل بیت رسول خدا اظهار نگرانی کرد. ابن عباس و محمد حنفیه از جمله کسانی بودند که امام را از همراه بردن زنان و کودکان برحذر داشتند (موسوعه کلمات الامام الحسین(ع) ، صص ۳۲۰، ۳۲۹)
اما امام با اطلاع و آگاهی از این واقعیت و جنایات و هتک حرمتی که بر زنان و کودکان خواهد رفت، و با اطلاع از سیاست فریبی که امویان در تحریف قیام امام و تحمیل مظلومیت بر شخصیت و قیام امام دارند، این مصیبت بزرگ را به جان خرید تا همین زنان و کودکان در برابر این توطئه بایستند و امویان را رسوا کنند و هدف واقعی قیام امام به گوش همگان برسد، و تا قیام قیامت الگویی برای بشریت باشد.
امویان به قتل و جنایت در سرزمین کربلا اکتفا نکردند، بلکه با دستگاه تبلیغاتی خود انواع و اقسام تهمت ها را بر امام وارد کردند تا جنایات خویش را موجّه جلوه دهند و خود را نزد افکار عمومی معذور بدارند. امام با آگاهی از این خباثت امویان، با آوردن زنان و کودکان به کربلا پیام کربلا را به گوش جهانیان رساند تا کسی فریب دستگاه تبلیغاتی امویان را نخورد.
امام هر چند در برابر ستمی که بر شخص خود و اصحاب و اهل بیتش وارد شد، تن به شهادت داد، اما با تدبیری که اندیشید توانست ستمی را که بر قیام و راه و رسمش شده، دفع نماید و در اندک زمانی طومار آل ابی سفیان را در هم پیچد و امویان را در تاریخ رسوای عام و خاص کند. هم عبرتی برای قدرتمندان و جنایت کاران شود و هم الگویی برای ستم دیدگان گردد. امام از زمانی که مخالفت خود را با جانشینی یزید در زمان معاویه آشکار کرد، آماج تیغ تهمت های ناروای امویان و عثمانیان قرار گرفت که در این مجال به برخی از آن ها اشاره می شود:
۱٫ تفرقه در امّت پیامبر
وقتی که معاویه تصمیم گرفت یزید را به جانشینی خود معرفی کند، چون می دانست امام حسین از جمله کسانی است که با این تصمیم مخالفت خواهند کرد، نامه ای به امام نوشت و آن حضرت را از ایجاد اختلاف در امت پیامبر و فتنه و آشوب و بلوا بر حذر داشت و به ترس از خدا دعوت نمود ! و امام به او پاسخ داد :
«ما اعلم فتنه اعظم من ولایتک امر هذه الامّه؛ من فتنه ای بزرگتر از حکومت تو بر این امت سراغ ندارم.»(همان، ص ۲۸۴)
امویان پس از معاویه نیز همین خط مشی را دنبال کرده و از همین راه به مقابله با امام برخاستند. هنگامی که امام تصمیم خود را به بیعت نکردن با یزید برملا کرد، آن حضرت را به «ایجاد تفرقه و تشتّت در امت رسول خدا» متهم کردند تا بدین وسیله مانع پیوستن مردم به کاروان حضرت شوند. «وحدت جامعه» را ارزش مطلق و «تفرقه و تشتت» را ضد ارزش معرفی کردند تا با تحمیق مردم آنان را از بیم تفرقه و تشتت در برابر بزرگترین خیانت تاریخ اسلام یعنی «تبدیل خلافت نبوی» به «سلطنت اموی» به سکوت وادار کرده و از همراهی با فرزند رسول خدا باز دارند.
عمرو بن سعید فرماندار مکه به هنگام خروج حضرت از مکه، گروهی را به سرکردگی یحیی بن سعید برای جلوگیری از خروج امام از شهر اعزام کرد. پس از اندکی درگیری با گستاخی به امام گفتند :
«یا حسین! الا تتقی الله تخرج من الجماعه و تفرّق بین هذه الامّه ؛ ای حسین! آیا از خدا نمی ترسی که از جماعت مسلمین خارج شده و بین امت جدایی می افکنی؟ » (موسوعه کلمات الامام الحسین (ع) ، ص ۳۳۰)
چه مظلومیتی بالاتر از این که فرزند رسول خدا را به ایجاد تفرقه و تشتت در میان امت پیامبر متهم کنند! از این رو ، امام در پاسخ نامه وی هم که به امام امان داده بود، فرمود:
«فانه لم یشاقق الله و رسوله من دعا الی الله عز وجل و عمل صالحا ؛ با خدا و رسول او ناسازگار نیست کسی که به خدا فرا بخواند و عمل نیکو انجام دهد.» (همان ، ص۳۳۱)




هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر