صفحات

۱۳۸۹ آذر ۲۱, یکشنبه

داستان خَر و حضرت نوح

میگویند وقتی حضرت نوح کشتی را ساخت دستور داد از هر حیوانی یک جفت سوار کشتی کنند تا نسل آنها بر اثر سیل منقرض نشود ، همه حیوانات سوار شدند اِلاّ جناب خر و همسر مکرمه اش که سوار نشد که نشد، همسر جناب خر میگفت تا اقامون سوار نشوند محال است که من سوار بشم و اقای خر هم دو تا پایش را کرده بود توی یک سُم که اِلاّ و بلاّ سوارنمیشوم که نمیشوم…!!
به جناب نوح گفتند آقا ما حریف این آقا خره نشدیم…!! هرچی می گوییم الان سیل میاد منقرض میشین اما بس که خره نمیفهمه …!! هی میگه من نمیام ، اومدیم خَرکِشِش کنیم جُفتَک انداخت خایه های دوسه نفر رو پاره کرد همگی از مَردی افتادن…!!
جناب نوح رفت پهلوی جناب خر و دستی به سر و گوشش کشید و سر در گوش خر گذاشت و نجوایی کرد که یک دفعه گل از گل جناب خر شِکُفت و با ناز و غمزه پاچه عیال را گرفت سوار کشتی شدند ، یاران نوح گفتند يا نوح چه در گوش این خر خواندی که اینطور زود اثر کرد
نوح گفت : به او گفتم بیا ای خر که دنیا بی تو صفایی ندارد و دنیایی که خر دَر ان نباشد مفت هم گران است…!!
ای کاش جناب نوح در گوش خر میگفت بیا ای خر که بی تو دنيا برای خرسوار…!! صفایی ندارد ! شاید جناب خر عقل میکرد و نمی امد ومنقرض میشد تا در دنياي امروز نسل خر ور افتاده بود و اين روزها اينهمه خر و اينهمه خريت نبود كه خرسوارها از ان سو‌ء استفاده كنند و صفايش را هم ببرند…!!

۱۳۸۹ آذر ۲۰, شنبه

اس ام اس sms

سه چهار روز پیش یکی از دوستان خوش حافظه و خوش ذوق و هنرمند و هنر دوست بنده جناب آقای سرخی چند تا اس ام اس فلسفی و اجتماعی برا ی من ارسال کرده بودند ، و با اینکه شاید برای خیلی از خوانندگان و دوستان تکراری باشد ولی خواندن مجدد و دوباره آن خالی از لطف نخواهد بود ، تنها فرقش این است که این نوبت با دقت وحیرت بیشتری خوانده شود تا معنای فلسفی و اجتماعی آن را بیشتر درک کرده باشیم .

ترسو = کسی که هنگام خطر با پاهایش فکر میکند

بیمارستان = مکانی که بیمار در آنجا با دو نوع عمل رو به رو میشود ، عمل پزشکی به دست پزشک . و عمل غیر انسانی توسط مدیر بیمارستان به جیب بیمار

عذرخواهی = زمینه چینی برای اخاذی بعدی

خوشبختی = احساس خوشایند که حاصل فکر کردن به فلاکت دیگران است

محرم راز = کسی که الف به او اعتماد میکند و رازهای ب را به او میگوید تا او هم به نوبت خود به ج بگوید الی آخر

با ادب = کار کشته در فن و هنر ظاهر سازی

مسخره دادگاه = شاکی

محبت = مقدمه ای کوتاه برای اخاذی

درستکار = کسی که در کار و کاسبی اش گرفتار است ، بی سواد و خُل و چل

تنگدستی = حال و روز کسی که به کمک دوستانش امیدوار بوده است

فردا = روزی که کارها همه نیک و زندگی یکسره بر وفق مراد خواهد شد ، سر آغاز نیکبختی برای یقین یافتن به چنین روزی ، خود فریبی را تقویت کنیم

امید وار کردن = انتظار و آرزوی بسته بندی شده

حق کشی ، بی عدالتی = باری که هر گاه بر دوش ما گذاشته میشود بسیار سنگین و وقتی با دست های ما بر پشت دیگران گذاشته میشود بسیار سبک است

خانم باز = مردی که زنان او را سبک و سنگین میکنند

رای دادن = مظهر هر شهروند و وسیله ای در دست او برای مفتضح کردن خود و تباه کردن کشورش

سرخی ( ارسال کننده اس ام اس ) = سرخ شدن در سرای خانواده و سوسک شدن در دوایر بازار

۱۳۸۹ آذر ۱۹, جمعه

غلام ترکی از یاران امام حسین"ع

آنطور که در تاریخ آمده:یکی از شهدای کربلا و یاران امام حسین شخصی ترک زبان مشهور به غلام ترک بوده، وی که کاتب امام حسین‏ «ع‏» به شمار میرفت قاری قرآن و آشنا به عربی بود و همچنین در تیراندازی تبحر خاص داشت.برخی نام او را سلیمان و بعضی هم سلیم نوشته‏اند. در اخبار است که روز عاشورا اذن برای وارد شدن به میدان جنگ میگیرد و اینگونه رجز می‏خواند: البحر من طعنی و ضربی یصطلی و الجو من سهمی و نبلی یمتلی اذا حسامی فی یمینی ینجلی ینشق قلب الحاسد المبجل
دریا از ضربت نیزه و شمشیرم می‏جوشد و آسمان از تیرم پر می‏شود، آنگاه که تیغ درکفم آشکار شود، قلب حسود متکبر را می‏شکافد،
وی در میدان جنگ بسياري از مخالفان را بدرك فرستاد، و بعضي گفته‌اند هفتاد نفر از آن سپاه سیاه رويان را به خاك هلاك افكند و آخر به تيغ ظلم و عدوان بر زمين افتاد، امام به بالین او آمد و گریست و چهره بر چهره‏اش نهاد،اسلم(غلام ترک) چشم گشود و حسین‏ «ع‏» را بر بالین خود دید، تبسمی نمود و جان به جان آفرین تسلیم کرد.
معرفی منابع برای کسب اطلاعات بیشتر:۱ـسایت رسمی امام حسین"ع"
۲ـسایت راسخون
و کتاب های:
۳ـمقتل خوارزمی
۴ـبحارالانوار
۵ـانصارالحسین
منبع : وبسایت محمد علی اجاقی نیارق